نیاز سرمایه، مجموع پولی است که برای راهاندازی کسبوکار خود و اداره آن تا زمانی که هزینههای خودش را پوشش دهد، نیاز دارید. این رقم شامل مخارج یکباره راهاندازی، تجهیزات و زیانهای عملیاتی موردانتظار در ماههای اول است. این رقم به یک سؤال پاسخ میدهد: پیش از شروع، چقدر پول باید جذب کنید؟
بانکها، برنامههای کمکبلاعوض و سرمایهگذاران، این عدد را زود درخواست میکنند. یک طرح کسبوکار تولیدشده، آن را بهصورت یک رقم واحد در بخش مالی گزارش میدهد، ساختهشده از ورودیهای هزینهای که شما وارد کردهاید.
سه بخش را جمع کنید. یک: هزینههای یکباره مانند هزینههای ثبت، تجهیزات، ودیعهها و اولین وبسایت. دو: هزینههای جاری تا رسیدن به نقطه سربهسر، یعنی اجاره، حقوق، نرمافزار و بازاریابی. سه: یک حاشیه اطمینان برای تأخیرها.
یک مثال برای یک کافه کوچک. هزینههای یکباره شامل €45,000 برای تجهیز فضا، €12,000 برای تجهیزات و €3,000 برای ثبت و مشاوران است، یعنی مجموعاً €60,000. هزینههای جاری ماهانه €9,000 است، و انتظار دارید کافه از ماه نهم آنها را پوشش دهد. اگر بهطور متوسط در آن هشت ماه، ماهانه €4,000 زیان کند، این یعنی €32,000. یک حاشیه اطمینان 15 درصدی روی €92,000 اضافه کنید، که میشود €13,800. نیاز سرمایه شما €105,800 است.
اشتباه رایج، نبود حاشیه اطمینان همراه با runway بسیار کوتاه است. بنیانگذاران رسیدن به نقطه سربهسر را برای ماه چهارم برنامهریزی میکنند، دقیقاً همان مقدار را جذب میکنند و در ماه ششم نقدینگیشان تمام میشود.
اشتباه دوم، اشتباه گرفتن نیاز سرمایه با هزینههای راهاندازی است. هزینههای راهاندازی فقط بخش اول هستند. نیاز سرمایه همچنین شامل پولی است که تا زمانی که درآمد هنوز کم است، خرج میکنید.
این عدد را همراه با فرضهایش بنویسید. وقتی تاریخ رسیدن به نقطه سربهسر تغییر میکند، این عدد هم تغییر میکند.
