Equity سهم مالکیت در یک شرکت است. این نشان میدهد بعد از کسر بدهیها چه چیزی به مالکان تعلق دارد و معمولاً حقوقی هم به همراه دارد: سهمی از سود، سهمی از فروش شرکت و اغلب حق رأی. اینکه سهمها چگونه ایجاد، منتقل و قیمتگذاری میشوند به شکل حقوقی، کشور و قراردادهای شما بستگی دارد.
این واژه به دو شکل استفاده میشود. در حسابداری، equity یک عدد در ترازنامه است: داراییها منهای بدهیها. در گفتوگوهای مربوط به تأمین مالی، equity یعنی سهمها و درصدی از شرکت که هر سهامدار مالک آن است. هر دو برداشت درستاند، پس بررسی کنید طرف مقابل کدامیک را در نظر دارد.
با جذب سرمایه، درصدها تغییر میکنند. یک مثال. شما 100 درصد مالک هستید. یک سرمایهگذار 200,000 میگذارد در ازای 20 درصد، که ارزش شرکت را پیش از سرمایهگذاری 800,000 و بعد از آن 1,000,000 تعیین میکند. سهم شما به 80 درصد میرسد. در دوری بعدی، 20 درصد دیگر میفروشید، پس 80 درصد شما به 64 درصد تبدیل میشود. این تا وقتی که ارزشها را کنارش نگذاشتهاید، بد به نظر میرسد. 100 درصد از شرکتی به ارزش 800,000، برابر 800,000 است. 64 درصد از شرکتی که بعداً 5,000,000 ارزشگذاری میشود، برابر 3,200,000 است. رقیق شدن سهم فقط زمانی مشکل است که پول شرکت را رشد ندهد.
از Equity برای پرداخت به افراد هم استفاده میشود. سهم کارمندان و سهم بنیانگذاران معمولاً به یک برنامه vesting وابسته است، بنابراین حقوق آنها در طول زمان به دست میآید، نه اینکه از روز اول اعطا شود.
اشتباهی که بیشترین آسیب را میزند، وعده شفاهی سهم در ماه اول است. یک بنیانگذار 10 درصد را به دوستی که چند آخر هفته کمک کرده پیشنهاد میدهد، بدون هیچ سند مکتوبی و بدون vesting. دو سال بعد آن فرد یکدهم شرکت را مالک است، بیآنکه از آن زمان روی آن کار کرده باشد.
اینکه سهمها چگونه ایجاد، منتقل، مالیاتگذاری و قیمتگذاری میشوند به شکل حقوقی، کشور و قراردادهای شما بستگی دارد. این متن اطلاعات عمومی است، نه مشاوره حقوقی، مالیاتی یا سرمایهگذاری. پیش از امضای هر چیزی، از مشاوره محلی و متخصص کمک بگیرید.
