Freemium یک مدل قیمتگذاری است که در آن یک نسخه رایگان برای همیشه رایگان میماند و یک نسخه پولی با امکانات بیشتر، ظرفیت بیشتر یا محدودیتهای کمتر ارائه میشود. سطح رایگان هم نقش بازاریابی را دارد و هم دموی محصول است. درآمد از سهم کوچکی از کاربران میآید که ارتقا میدهند، پس سطح رایگان باید ارائهاش ارزان تمام شود.
Spotify شناختهشدهترین نمونه است: میتوانید بهصورت رایگان همراه با تبلیغات گوش دهید یا با پرداخت اشتراک ماهانه، تبلیغات را حذف کنید و آهنگها را دانلود کنید. نسخه رایگان یک هدیه نیست، بلکه روشی است برای پیدا کردن مشتریان پولی.
پیش از انتخاب این مدل، حساب و کتاب را انجام دهید. فرض کنید 100,000 کاربر ثبتنامی دارید و از هر 100 نفر 3 نفر ارتقا میدهند. این یعنی 3,000 مشتری پولی. با نرخ 10 یورو در ماه، آنها 30,000 یورو درآمد ماهانه ایجاد میکنند. 97,000 کاربر رایگان باقیمانده همچنان هزینه دارند: سرور، فضای ذخیرهسازی، پشتیبانی، مجوزها. با 10 سنت بهازای هر کاربر رایگان در ماه، این میشود 9,700 یورو و 20,300 یورو باقی میماند. با 30 سنت، همان پایه رایگان 29,100 یورو هزینه دارد و تقریباً چیزی باقی نمیماند. Freemium وقتی جواب میدهد که هزینه هر کاربر رایگان اضافی نزدیک به صفر باشد.
عدد تعیینکننده دوم، دامنه دسترسی است. اگر فقط 3 درصد پرداخت میکنند، به یک پایه کاربری بسیار بزرگ نیاز دارید. Freemium برای محصولاتی با جذابیت گسترده و توزیع ارزان مناسب است، نه ابزارهای تخصصی با 500 مشتری بالقوه.
محدودیت را با دقت طراحی کنید. چیزی را محدود کنید که با گرفتن ارزش بیشتر توسط مشتری رشد میکند (فضای ذخیرهسازی، تعداد پروژهها، اعضای تیم، حجم ماهانه)، نه اینکه نسخه رایگان را عمداً ضعیف کنید. یک نسخه رایگان آزاردهنده حذف نصب ایجاد میکند، نه ارتقا.
دو اشتباه رایج: دادن آنقدر امکانات رایگان که هیچکس دلیلی برای پرداخت نداشته باشد، و اشتباه گرفتن Freemium با یک دوره آزمایشی رایگان. یک دوره آزمایشی بعد از 14 یا 30 روز تمام میشود؛ Freemium تمام نمیشود، یعنی شما هزینه کاربران غیرپولی را برای مدت نامحدود متحمل میشوید.
Freemium یکی از 43 الگوی مدل کسبوکاری است که در برابر یک ایده بررسی میشود، پس اغلب در یک طرح تولیدشده بهعنوان یک گزینه درآمدی پیشنهادی ظاهر میشود.
