تحقیقات بازار، جمعآوری نظاممند اطلاعات درباره مشتریان، رقبا و اندازه بازار پیش از تعهد مالی است. این به سه پرسش پاسخ میدهد: چه کسی این مسئله را دارد، چند نفر از آنها وجود دارند و آنها همین حالا چقدر برای حل آن پرداخت میکنند. تحقیق میتواند کتابخانهای باشد و از دادههای موجود استفاده کند، یا میدانی باشد و از مصاحبهها و آزمایشهای خودتان استفاده کند.
با تحقیق کتابخانهای شروع کنید، چون رایگان یا ارزان است. سازمانهای ملی آمار دادههای جمعیت و هزینهکرد را منتشر میکنند. انجمنهای صنفی گزارشهای بخشی منتشر میکنند. وبسایتهای رقبا قیمتها، بستهها و گروههای هدف را نشان میدهند. سایتهای نقد و بررسی نشان میدهند مشتریان با کلمات خودشان از چه چیزی شکایت دارند. یک بعدازظهر از این کار معمولاً جای هفتهها حدس زدن را میگیرد.
بعد از آن، تحقیق میدانی میآید. با 10 تا 15 نفر که این مسئله را دارند صحبت کنید و بپرسید آخرین باری که این مسئله پیش آمد چه کار کردند، نه اینکه آیا ایده شما را دوست دارند. رفتار گذشته بهتر از نیت بیانشده پیشبینی میکند. سپس با درگیر کردن پول آزمایش کنید. یک مثال ساده: شما 400 یورو برای تبلیغات با نرخ 0.80 یورو برای هر کلیک خرج میکنید، که 500 کلیک میخرد. 25 نفر آدرس ایمیل خود را میگذارند. این یعنی نرخ ثبتنام 5 درصد و هزینه 16 یورو برای هر ثبتنام. اگر محصول شما یکبار به قیمت 30 یورو فروخته شود، این اعداد هنوز جواب نمیدهند. اگر ماهانه 30 یورو فروخته شود، شاید جواب بدهند.
رایجترین اشتباه، پرسیدن از افراد نادرست است. دوستان و خانواده مؤدبانه پاسخ میدهند و پاسخهای مؤدبانه حس تأیید میدهند. اشتباه دوم، در نظر گرفتن علاقه بهعنوان تقاضاست. گفتن «قطعاً از این استفاده میکنم» هیچ هزینهای ندارد. یک پیشسفارش، یک بیعانه یا یک نامه امضاشده اعلام قصد هزینهای دارد، و همین است که پاسخ را آموزنده میکند.
بنویسید چه چیزی باید درست باشد تا ایده شما شکست بخورد، سپس دقیقاً همان را تحقیق کنید. این کار سریعتر از دنبال کردن تأیید است و همان بخشی است که تصمیمها را تغییر میدهد.
