آنبوردینگ، فاز اول ساختاریافته پس از پیوستن کسی به شماست: یک مشتری جدید که استفاده از محصول شما را شروع میکند، یا یک کارمند جدید که کار را آغاز میکند. این فاز مراحل از ثبتنام تا رسیدن به اولین نتیجه واقعی را پوشش میدهد. آنبوردینگ خوب اندازهگیری میشود، نه بداهه.
آنبوردینگ مشتری با زمان تا اولین ارزش اندازهگیری میشود: چقدر طول میکشد تا کاربر به نتیجهای که برای آن ثبتنام کرده برسد. یک قیف ساده را با اعداد پیگیری کنید.
یک مثال. در یک ماه، 1,000 ثبتنام دریافت میکنید. 400 نفر راهاندازی را کامل میکنند و 220 نفر از آنها به اولین نتیجه واقعی میرسند، مثلاً ارسال اولین صورتحساب. نرخ فعالسازی شما 22 درصد است. به فرم راهاندازی نگاه میکنید و 12 فیلد اجباری پیدا میکنید. آن را به 5 فیلد کاهش میدهید و بقیه را به داخل محصول منتقل میکنید. حالا 600 نفر راهاندازی را کامل میکنند. با همان نرخ تبدیل 55 درصد از راهاندازی تا اولین نتیجه، 330 کاربر بهجای 220 نفر فعال میشوند. شما 110 کاربر فعالشده بیشتر در ماه به دست آوردهاید بدون اینکه هزینه بیشتری برای تبلیغات کرده باشید.
آنبوردینگ کارمند از همان منطق با نقاط عطف متفاوت پیروی میکند. پیش از تاریخ شروع، لپتاپ، حسابها و یک برنامه مکتوب برای هفته اول را آماده کنید. یک نفر را بهعنوان مسئول پاسخگویی به سؤالات مشخص کنید. تعریف کنید مولد بودن در روز 30، 60 و 90 به چه معناست و آن را بنویسید. یک فروشنده جدید ممکن است در هفته اول در تماسها همراهی کند، تا روز 30 بهتنهایی پنج تماس برقرار کند و تا روز 90 اولین معامله را ببندد.
اشتباه، اشتباه گرفتن آنبوردینگ با یک پیام خوشآمدگویی و یک تور معرفی محصول است. تور دکمهها را توضیح میدهد. آنبوردینگ یک نتیجه ارائه میدهد. اگر کاربری روی یازده راهنمای ابزار کلیک کرده و هنوز صورتحسابی نفرستاده، آنبوردینگ شما کار نکرده است. از کاربران جدید بعد از دو هفته بپرسید چه چیزی نزدیک بود آنها را متوقف کند، پاسخها را بنویسید و رایجترین آن را پیش از خرید ترافیک بیشتر برطرف کنید.
