ماتریس ریسک جدولی است که چیزهایی را که ممکن است اشتباه پیش بروند بر اساس دو پرسش دستهبندی میکند: احتمال وقوع آن چقدر است و چقدر آسیب میزند؟ هر ریسک جایگاهی در این جدول میگیرد و آن جایگاه تعیین میکند که همین حالا چقدر توجه و بودجه سزاوار آن است.
بیشتر تیمها از یک جدول 5 در 5 استفاده میکنند. احتمال را از 1 (بسیار بعید) تا 5 (تقریباً قطعی) و تأثیر را از 1 (آزاردهنده) تا 5 (پایاندهنده کسبوکار) رتبهبندی میکنید، سپس این دو را در هم ضرب میکنید. امتیاز 20 تا 25 به یک برنامه در همین ماه نیاز دارد. امتیاز 1 تا 4 در فهرستی قرار میگیرد که سالی دو بار بازبینی میکنید.
مثالی با سه ریسک. شکست تأمینکننده اصلی: احتمال 2، تأثیر 5، امتیاز 10. رفتن توسعهدهنده ارشد: احتمال 3، تأثیر 4، امتیاز 12. ورود رقیب جدید با قیمت پایینتر: احتمال 4، تأثیر 3، امتیاز 12. دو ریسک با امتیاز 12 برابرند، پس هزینه رفع هر کدام را مقایسه میکنید. مستندسازی کدبیس و آموزش یک توسعهدهنده دوم چند هفته کار میبرد. جلوگیری از ورود یک رقیب به بازار چیزی نیست که تحت کنترل شما باشد. پس روی ریسک توسعهدهنده اقدام میکنید و فقط ریسک قیمت را زیر نظر میگیرید.
یک ماتریس تنها زمانی مفید است که چهار ستون کنار آن باشد: ریسک، امتیاز، اقدام مقابلهای، و فرد مسئول همراه با یک تاریخ. بدون یک مسئول مشخص، فقط یک جدول تزئینی است.
یک برنامه کسبوکار تولیدشده معمولاً یک ماتریس ریسک در بخش ریسک دارد، زیرا بانکها و سرمایهگذاران انتظار آن را دارند. اینجاست که بنیانگذاران دو اشتباه مرتکب میشوند. همه چیز را بالا رتبهبندی میکنند که رتبهبندی را مسطح میکند و به هیچکس کمکی نمیکند. یا فقط ریسکهای بیرونی بدیهی مانند رکود اقتصادی را فهرست میکنند و ریسکهای داخلی مشخصی را که میتوانستند رفع کنند، مانند در اختیار داشتن تنها رمز عبور مدیر توسط یک نفر، نادیده میگیرند. این ماتریس را هر سه ماه بهروزرسانی کنید.
