تحلیل حساسیت بررسی میکند که نتیجه شما با تغییر یک فرض چگونه تغییر میکند. عددی را که نسبت به آن مطمئن نیستید، مانند قیمت، حجم فروش یا هزینه مواد، به میزان مشخصی بالا و پایین میبرید و دوباره محاسبه میکنید. خروجی نشان میدهد که برنامه شما واقعاً به کدام فرضها وابسته است.
بانکها و سرمایهگذاران این را درخواست میکنند چون هر پیشبینیای اشتباه است. آنها میخواهند ببینند که شما میدانید پیشبینیتان کجا از هم میپاشد.
یک مثال. حالت پایه شما 1,000 واحد به قیمت 50 یورو، هزینه متغیر 30 یورو و هزینههای ثابت 15,000 یورو در ماه است. حاشیه مشارکت 20,000 یورو و سود 5,000 یورو است. حالا هر بار یک ورودی را 10 درصد تغییر دهید.
قیمت به 45 یورو کاهش مییابد: حاشیه مشارکت هر واحد به 15 یورو میرسد، مجموع حاشیه مشارکت 15,000 یورو، سود 0 یورو. حجم به 900 واحد کاهش مییابد: حاشیه مشارکت 18,000 یورو، سود 3,000 یورو. هزینه متغیر به 33 یورو افزایش مییابد: حاشیه مشارکت 17,000 یورو، سود 2,000 یورو.
قیمت در اینجا بهمراتب حساسترین ورودی است. یک تخفیف 10 درصدی کل سود شما را از بین میبرد، درحالیکه کاهش 10 درصدی فروش تنها 40 درصد از سود را از شما میگیرد. این نتیجه باید نحوه اداره کسبوکارتان را تغییر دهد: از قیمت خود بیشتر از حجم فروش دفاع کنید.
دو اشتباه. اول، بنیانگذاران چند ورودی را همزمان تغییر میدهند و سپس نمیتوانند بگویند کدام یک باعث نوسان شده است. هر بار فقط یکی را تغییر دهید و بدترین حالت ترکیبی را جداگانه بسازید.
دوم، از سر عادت از بازههای متقارن استفاده میکنند. اگر قراردادی با تأمینکننده هزینه مواد شما را برای دو سال ثابت نگه دارد درحالیکه قیمت شما با رقبای جدید روبهرو میشود، قیمت را در منفی 25 درصد و هزینه مواد را در مثبت 5 درصد آزمایش کنید. بازه را با عدم قطعیت واقعی متناسب کنید.
