اهداف SMART اهدافی هستند که بهگونهای نوشته میشوند که مشخص (Specific)، قابلاندازهگیری (Measurable)، قابلدستیابی (Achievable)، مرتبط (Relevant) و زمانبندیشده (Time-bound) باشند. بهجای افزایش فروش، عدد، معیار و مهلت زمانی را مینویسید. این قالب شما را وادار میکند از قبل تصمیم بگیرید موفقیت به چه معناست، تا هر کسی بعداً بتواند بررسی کند که به آن رسیدهاید یا نه.
هر حرف را بهمعنای واقعی کلمه در نظر بگیرید. مشخص: معیار و اقدام را نام ببرید. قابلاندازهگیری: عدد و محل اندازهگیری آن را نام ببرید. قابلدستیابی: آن را در برابر منابع خود بسنجید، نه امیدهای خود. مرتبط: آن را به نتیجهای که شرکت امسال به آن نیاز دارد پیوند دهید. زمانبندیشده: یک تاریخ مشخص کنید.
یک مثال. ضعیف: مشتریان بیشتری جذب کن. SMART: افزایش مشتریان پرداختکننده از 45 به 93 تا 31 دسامبر، اندازهگیریشده در سیستم صورتحساب. حالا محاسبات را انجام دهید، چون این قالب دقیقاً برای همین است. شش ماه باقی مانده و به 48 مشتری بیشتر نیاز دارید، یعنی 8 مشتری خالص جدید در ماه. اگر ماهانه 2 مشتری از دست بدهید، به 10 ثبتنام جدید در ماه نیاز دارید تا در نهایت به 8 برسید. اگر نرخ تبدیل فروش شما 20 درصد باشد، یعنی 50 گفتگوی واجد شرایط در ماه، یا حدود 12 گفتگو در هفته. در این نقطه میتوانید ببینید که آیا این هدف با دو فروشنده قابلدستیابی است، و میتوانید عدد را پیش از شروع سال تنظیم کنید، بهجای اینکه در دسامبر برای کوتاهی توضیح دهید.
جایی که بنیانگذاران اشتباه میکنند. اهدافی میسازند که قابلاندازهگیری هستند اما قابلدستیابی نیستند، مانند سهبرابر کردن درآمد در سه ماه با همان تیم و همان بودجه. اعدادی را انتخاب میکنند که اندازهگیریشان آسان است اما اهمیتی ندارند، مانند تعداد دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی، درحالیکه جریان نقدی زیر نظر گرفته نمیشود. و پانزده هدف را همزمان تعیین میکنند، بنابراین هیچکدام توجه کافی دریافت نمیکند. سه هدف در هر سهماهه، هرکدام با یک مسئول مشخص و یک تاریخ، بهتر از یک فهرست بلند عمل میکند که کسی آن را نمیخواند.
